سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
محیط زیست ایران
   RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونیک |  پارسی بلاگ
اوقات شرعی

محیط زیست ایران


ارسنجان را دریابیم! (دوشنبه 14/12/85 ساعت 11:37 صبح)


موضوع: توسعه ناپایدار در ارسنجان



- متن کامل نامه‌ی آقای شیرازی خطاب به خانم دکتر جودای؛
- متن کامل نامه‌ی آقای دکتر ناظم‌السادات خطاب به خانم دکتر جودای؛
- متن کامل نامه‌ی آقای مهندس ابراهیمی (کارشناس رسمی دادگستری در امور منابع طبیعی) و ذکر چهار دلیل عمده برای جانمایی اشتباه شهرک صنعتی ارسنجان.
- و متن دیدگاه‌های آقای دکتر عباس عادلی رانکوهی (مدرس دانشگاه و عضو هیأت علمی وزارت جهاد کشاورزی) آمده است.



والنجم و الشجر یسجدان
و گیاهان و درختان سجده گرند ذات حضرت باری را


سرکار خانم دکتر واعظ جوادی                                                           
ریاست عالی سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی ایران    
                                                                 
با سلام و تحیات
احتراماً به استحضار می‌رساند: در اوایل انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در بخش منابع طبیعی تجدید شونده که تصّور می‌شد امکان تخریب این منابع توسط بعضاً افرادی سودجو و ضد انقلاب صورت پذیرد – تلاش بر این بود تا به هر نحو ممکن زمینه‌ی آموزش و فرهنگ سازی فراهم آید – با گرفتن فتوی از مراجع عظام، خصوصاً برداشت از سخنان بنیان‌گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) – برگزاری کنفرانس و سخنرانی و سمینار- درخواست از ائمه‌ی جمعه‌ی سراسر وطن اسلامی، کارشناسان، مسئولین فرهنگی و سیاسی ، بزرگان، اهل قلم، کتاب، مجله – نوشته‌ای، کلامی، بیان موجزی، شعری، حدیثی، موضوع انشایی و ... بیابیم و آن را برای تنویر افکار عمومی منتشر سازیم – این موج حفظ طبیعت و محیط زیست از بیت حضرت امام(ره) تا خانه‌های محقر مردم در روستاها، مساجد، مدارس و حتی قهوه‌خانه‌ها و سیاه چادرها در اقصی نقاط ایران عزیز در حرکت و سرایت و تأثیر جاری بود. موجی نوازشگر، موجی حاکی از مهر و بیداری و موجی که نسیم بود و چون باد صبا در شکفتن و آگاهی و در پیوند انسان و مردم ستمدیده و از بند رسته‌ی ایران با طبیعت و نشان از بالندگی و فرهیختگی آحاد مردم ایران. شب دوشین که رهبر انقلاب اسلامی در سخنان فرمودند:« این جنگلها مالِ مردم است، نباید آنها را خراب کرد» به محض انتشار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی در صدر اخبار و لابه‌لای رهنمودهای دیگر معظم له، علی‌الصباح آن کلام ارزشمند توسط خوشنویس خطاطی و همانروز هزاران نسخه از آن به صورت تراکت چاپ و در سراسر ایران منتشر گردید – راستی آن روزها چه اعتقادات پاک و بی‌آلایشی و چه نیات پاکی، گویی آن کلام وحی بود و خوشبختانه تأثیرگذار و مورد اطاعت و باعث حفظ و حراست، که خبری از بولهب‌ها و بوجهل‌ها نبود.
ریاست محترم سازمان محیط زیست به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیرنده و رسالت آن سازمان در امر حفظ محیط زیست در زمینه‌های تعریف شده‌ی آن، اجازه بفرمائید چند نکته‌ی مختصر را خدمتتان عرض نموده و از اطاله کلام پرهیز نماید و آنگاه اشاره‌ای به اصل مطلب داشته باشد.
* شادروان شهید باهنر در یکی از سخنرانی‌هایشان در مقام پست نخست وزیری کلامی بس زیبا و پر مغز دارند – آن کلام زیبا چنین است « آیا وقت آن نرسیده که این مردم احساس کنند هر برگی که از این درخت می‌افتد، این برگ متعلق به آنهاست، متعلق به امت اسلامیست و متعلق به جمهوری اسلامیست و گوشه‌ای از حفظ و حراست از این منابع طبیعی است» 6/6/60
*یک روحانی جوان در همان اوایل انقلاب در منطقه‌ی مازندران می‌گوید:« وقتی یک برگ بر روی درختی در جنگلهای شمال تنفس می‌کند، این برگ دامنه‌ی تأثیرات مفیدش به یزد و کرمان و حتی کویر آفریقا هم کشیده می‌شود» راستی را این طلبه‌ی جوان که رحمت خداوند رحیم بر پدر و مادرش باد، چند صد سال از راقم این سطور که ادعای تخصّص و طبیعت دوستی و تجربه دارد، پیشروتر بوده و عقلائی‌تر می‌اندیشد. او میداند ولی افسوس بعضی‌ها نمی‌دانند و اگر می‌دانند خود را به ندانستن می‌زنند که این بدترین نوع خیانت است که کسی بداند و خود را به ندانستن بزند ( دور از ساحت آن جناب).
*در شهر حافظ و سعدی، یکی از مدارس هر از چند ماهی شاگردانش را محض تفرّج و آشنایی با طبیعت به بیرون شهر می‌برد – عزیزی از مسئولین این حرکت می‌گوید می‌دیدم دانش آموزی با ترکه‌ای مرتباً در مسیر عبور به بوته‌های خشک میزند، از او می‌پرسد که چرا چنین می‌کند، آن دانش آموز می‌گوید پدرم گفته‌اند که طبیعت برگردن ما حق دارد، لذا من بذرهایی را که رسیده‌اند با این ترکه می‌تکانم تا پاشیده شوند و با پراکنش آنها در توسعه و بذر پاشی به طبیعت کمک می‌کنم.
*در آمریکا مقداری بنزین بر حسب تصادف در باغچه‌ی یک ایستگاه پمپ بنزین پاشیده می¬شود – مردم بر علیه صاحب آن ایستگاه که اتفاقاً باغچه متعلق به خود او بوده است به دادگاه شکایت می‌کنند – دادگاه حکم می‌کند تا مالک با هزینه‌ی خودش آن خاک را به آزمایشگاه بفرستد و پس از رفع آلودگی، خاک پالایش شده را به جای خود بازگرداند.
*اوسپاخ نام شهرکی است کوچک در اطریش با جمعیتی کمتر از هزار نفر – شهردار آنجا یک استاد دانشگاه و متخصص محیط زیست، در آنجا مدرسه‌ای است که جنگلبان تربیت می‌کنند – روی آیینه‌ی داخل سرویس اطاق هتل نوشته است: لطفاً برای حفظ محیط زیست در مصرف مواد شوینده صرفه جویی شود – پانصد متر پایین‌تر دریاچه‌ای وجود دارد که مسئولین محیط زیست ادعا دارند آب آن کیفیت آب آشامیدنی دارد. آن شهرک یکی از درآمدهای سرشارش از محل حضور توریست و در این زمانه اکوتوریسم می‌باشد.
*در گذشته مردم کشور خودمان معتقد بودند اگر کسی آب را آلوده سازد، خداوند او را لعنت می‌کند!
*مجله‌ی سلامت (دی ماه 1384) می‌نویسد « ناتوانی دولت انگلستان در وضع قانونی برای ممنوعیت مطلق سیگار کشیدن در اماکن عمومی باعث شده تا آقای لیام دونالدسون رئیس انجمن پزشکی این کشور استعفا کند».
*ذکر آمار و ارقام از تخریب جنگل‌ها و مراتع، آلودگی‌های آب و خاک و هوا در جهان، تغییرات آب و هوا، اثرات گازهای گلخانه‌ای، نازک شدن لایه‌ی ازن بر اساس آخرین آمارهای بانک جهانی، سازمان خواربار جهانی در اینجا ضرورتی ندارد آنهم در محضر سرکار و کارشناسان آن سازمان محترم چون از این موضوعات کاملاً مطلع و آگاه هستید. اما بد نیست که خدمتتان عرض نماید که ژاپنی‌ها سالها پیش در یک تحقیق علمی ارزش اقتصادی حاصل از منابع طبیعی تجدید شونده آن کشور را برای یکسال به شرح ذیل محاسبه نمودند:
1. حفاظت از سرچشمه‌ی رودخانه‌ها و منابع آبی داخلی و تأمین آب           1/34 میلیارد دلار آمریکا
2. حفاظت خاک                                                                        8/63 میلیارد دلار آمریکا
3. کنترل سیلاب                                                                        4/1 میلیارد دلار آمریکا
4. تأمین بودجه برای واردات عمومی                                                4/61 میلیارد دلار آمریکا
5. حفاظت حیات وحش                                                               5/5 میلیارد دلار آمریکا
6. تأمین اکسیژن                                                                        7/147 میلیارد دلار آمریکا
جمع کل ارزش اقتصادی معادل 6/313 میلیارد دلار در سال. در این بررسی اضافه شده است که جنگلهای ژاپن 20% گاز کربنیک منتشره در فضای ژاپن را جذب می‌کند. این در حالی است که وسعت کشور ژاپن کمتر از 30% مساحت کشور ماست – آیا ارزش پوشش سبز در ایران که اقلیمی خشک و نیمه خشک و بسیار حساستر است چقدر خواهد بود. در محاسبه‌ی ژاپنی‌ها تنها شش عنوان و مؤلفه را در نظر گرفته‌اند، اگر ارزش محصولات فرعی جنگل و مرتع، گیاهان دارویی، گردشگری و اکوتوریسم، جذب مواد رادیواکتیو و فلزات سنگین و هزار خواص دیگر را بتوان اضافه کرد و برآورد ارزش اقتصادی نمود، آن وقت آمار و ارقام زبان گویایی خواهند بود در امتداد قدر و منزلت دائمی این منابع خدادادی. و اما از آنجا که موضوع مورد بحث،در خصوص شهرک صنعتی ارسنجان است بدواً به استحضار آن مقام عالی می‌رساند.
کتب تاریخ و لغت در مورد ارسنجان می‌نویسند: که به خاطر خوش آب و هوا بودن چنین نامی را برای آن انتخاب کرده‌اند چه «ارسن» به جا و مکانی گفته می‌شود که خوش آب و هواست «گان» به معنای سزاوار است که پس از استیلای اعراب «گان» به «جان» تغییر یافته و لذا به قولی «ارسنجان» معرب «ارسنگان» است. فارسنامه‌ی ناصری شعر معروف منوچهری را در وصف ارسنجان انتخاب کرده که گفته است:
جویش پر از صنوبر و کوهش پر از سمن                            راغش پر از بنفشه و باغش پر از بهار
شکارش آهو و بز و پازن و قوچ و میش کوهی، کبک و تیهو و کبوتر است – آبش از کاریز (قنات) و چشمه‌ی شیرخوان و زراعتش شلتوک (برنج کاری) و ...چشمه شیرخوان مظهر رودخانه‌ای به همین نام بوده است که در اثر خشکسالی‌های پی در پی اثری از آب آن چشمه و رودخانه‌ی شیرخوان نیست- امروزه شما دیگر نه آهو می‌بینید و نه کبک و نه قوچ و نه تیهو؛ در صورتیکه تا همین ده دوازده سال اخیر در موقع عبور از جاده اصلی باید صبر می¬کردید تا ابتدا گله¬های شکار عبور کنند و خود را به آبشخور برسانند، ولی برای نمونه امروزه یک رأس شکار هم یافت نمی‌شود و شکارچیان بی‌انصاف و خون آشامان آدم نما همه را قتل عام کرده‌اند و حتی پرنده‌های کوچک نظیر هزاردستان توسط افاغنه‌ای که به برکت طالبان و آمریکا به ایران پناهنده شده‌اند و در ارسنجان جاخوش کرده‌اند، شکار شده و در بازار شیراز و جاهای دیگر فروخته می‌شوند و دیگر جغد هم نیست که صدا کند و اگر باشد از ترس ما انسانها در سوراخی خزیده و تقویم مرگ خویش را ورق می‌زند و انقراض نسل خود را لحظه شماری می‌کند.
بی شک پیشینیان در بهره‌وری از طبیعت و مکان یابی از تفکّر، تعقل و خرد والا و بالایی برخوردار بوده‌اند این نوع اندیشه و تجربه قرنها از نسلی به نسلی دیگر انتقال یافته است چه ایشان دانسته‌اند باید جنگل، مرتع،آب و خاک و محیط زیست را حفظ کرده- در کجا کاریز حفر کنند، باغستانها کجا باشند، محل سکنای خودشان و محل کشت و زرعشان کجا باشد – همین نوع اندیشه، دانش توأم با ایمان، سلیقه و عملکرد درست باعث گردیده تا از چنین طبیعت و محیطی مردان سلحشور، عالمان دین، شاعران و ادیبان و هنرمندان بزرگ و قرآن نویسانی که آوازه‌ی شهرتشان عالمگیر است در این خطه شهید پرور پای به عرصه‌ی وجود بگذارند.
اما امروزه در اثر توسعه که جزئی از بالندگی نظام است و از ضروریات زمانه‌ی ما در مکانیابی‌ها دچار اشتباهات فاحشی شده‌ایم که علت آن عدم توجه به دانش و تخصص است یکی از این اشتباهات مکانیابی شهرک به اصطلاح صنعتی است. ما کلاً دو شریان آبی داریم یکی «بناب» و دیگری «عایشه» - بناب که از بن آلوده و غیر بهداشتی است – می‌ماند «عایشه» که آنهم با احداث  شهرک صنعتی در حریم «مادرچاه» ، «آبخیز»، و بخش عظیمی از سفره‌ی سطحی تغذیه کننده¬ی آب آن، دیر یا زود به فاضلابی عفن تبدیل خواهد شد و باغات، محصولات کشاورزی و حیات انسان و موجودات زنده‌ی دیگر را به خطر خواهد انداخت. مظهر این قنات در بالا دست باغات آفتابی شده، باغات را حیات بخشیده، طول شهر را طی کرده و زمین‌های کشاورزی را سیراب می‌سازد، و تا رمق دارد سخاوتمندانه و بی هیچ چشم داشتی دشت و دمن را رونق می‌دهد. صرف نظر از آلودگی‌های کلی و نفوذ یافته در لایه‌های درشت بافت زمین، اگر این آب در اثر شهرک صنعتی آلوده شود می‌توان از هم اکنون دامنه‌ی آلودگی خاک و خطرات انسانی و به طور کلی فاجعه‌ای که خدای ناکرده در شرف تکوین است را پیش بینی کرد. شهرک صنعتی باقیمانده‌ی جنگل‌های زاگرس در این ناحیه را، که مردم با چنگ و دندان آنرا حفظ کرده‌اند را به حلقوم مرگ خواهد کشید- در کجای دنیا سراغ دارید که شهرک صنعتی که مشخص نیست چه حاصلی خواهد داشت و چه تولید می‌کند، در پیشانی یک شهر کهن و زیبا که روزگاری رشک بهشت برین بوده است احداث گردد. در اینجا منحصراً بحث خرابی یک رشته قنات نیست اینجا سخن از وقوع یک فاجعه‌ی زیست محیطی است که گرچه سطح در اختیار قرار گرفته از نظر مساحت هفتاد هکتار است اما یک منطقه‌ی وسیع را در کام آلودگی و ویرانی قرار خواهد داد.
ریاست محترم سازمان محیط زیست متخصصین و اساتید دانشگاهی با تجربه به مسئولین استان و حضرت عالی این فاجعه را هشدار داده‌اند اما متأسفانه تا کنون هیچ ترتیب اثری بدین رخداد شوم داده نشده است.
شهرکهای صنعتی و ترقی و توسعه ضرورت امروزه‌ی جوامع انسانی است، اشتغال زائی و رفع بیکاری امریست واجب و یک ضرورت و هر شهروندی انتظار آن را می‌کشد- اما این مکان یابی نشان از عدم شناخت منطقه و مظاهر زیبا و ارزشمند و میراث‌های طبیعی، ملی و فرهنگی است – امروزه اندیشمندان منازعات بین‌المللی را در آینده‌ی بحث آب می‌دانند. و اگر تنها صدماتی را که شهرک صنعتی مذکور به قنات تاریخی مجاور آن می‌زند، در نظر بگیریم قناتی که ریشه‌ی حیات، معاش و هستی یک مردم با پیشینه‌ی دیرین است و این قناتی که از پدیده‌های شگفت انگیز بوده و جزئی از دانش بومی سرزمین ایران است، آنوقت می‌بینیم که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
آیا با صرف هزینه‌های هنگفت و احداث ساختمان و تدارکات لازم آن هم غیر استاندارد و بدون اخذ مجوزهای لازم محیط زیستی از خزانه‌ی دولت در این مکان سرانجام در قبال آن چه خواهیم داشت؟ ... خرابی طبیعت، آلودگی خاک، آلودگی هوا، آلودگی آب‌های جاری و زیرزمینی، ایجاد آلودگی صوتی، حذف بخش عظیمی از زمین و پوشش گیاهی که در واقع سفره‌ی تغذیه کننده قنات و آبهای زیرزمینی است و ... آن وقت در صورت وقوع چنین حادثه‌ای مردم و کارشناسان بنشیند و بگویند این یک اشتباه بوده و تقصیر را آنچنانچه رسم است برگردن این و آن بگذارند – آیا در آن زمان چه کسی سزاوار نفرین خواهد بود؟ - کفاره‌ی این خطاها و ندانم کاریها را چه کسی پرداخت خواهد کرد.
ریاست عالی سازمان محیط زیست قطع یقین اگر در استان مسأله قابل پیگیری بود کسی مزاحم اوقات شریفتان نمی‌شد. اما به جهت عدم توجه بعضی از مسئولین و به جهت آنکه بالاترین  مرجع و ملجاء در امور محیط زیست کشور، سازمان متبوعه می‌باشد لذا مردم به صور مختلف: ارسال گزارش، درخواست‌ها و طومار دست به دامان آن سازمان می‌شوند. برای مثال نامه‌ی جناب آقای دکتر ناظم السادات رئیس مرکز مطالعات اقلیمی دانشگاه شیراز به شماره‌ی 2429/م مورخ 12/3/85 به محضر جنابعالی، مقامات محترم استان، ریاست میراث فرهنگی، وزارت نیرو، سازمان جنگلها و مراتع کشور و ... ارسال شده است – پیگیری‌های ما نشان از آن دارد که این نامه به دفتر آن سازمان رسیده و به استان ارجاع داده شده است – مأمور و پاسخگوی دفتر شما در قبال پیگیری‌ها با تعرض می‌گوید بروید شیراز پیگیری کنید، ایشان نمی‌دانند که اگر در شیراز به نتیجه‌ای رسیده بودیم دیگر زحمت دیگران را فراهم نمی‌ساختیم – نسخه‌ای از نامه‌ی مذکور در حاشیه کنفرانسی در ارومیه به بازرس محترم آن جناب تحویل داده شده است. مثال دیگر نامه‌ی جناب آقای مهندس فتح‌الله ابراهیمی کارشناس دانشمند منابع طبیعی که مدتهاست منتشر شده و اخیراً نسخه‌ای از آن به شماره‌ی 21109 مورخ 29/5/85 ثبت اداره‌ی کل محیط زیست استان فارس گردیده، ایشان نیز دلسوزانه مسائل مهمی را بیان داشته‌اند.
درخواست دارد آن مقام عالی با عنایت به حساسیتی که در امر پاکی محیط زیست کشورمان دارید و این موضوع هم این حساسیت را دارد که به آن توجه ویژه‌ای داشته باشید، دستورات مقتضی در خصوص متوقف ساختن این به اصطلاح شهرک صنعتی را که حیات، فرهنگ و محیط زیست یک قوم را با خطرات جدی تهدید خواهد نمود صادر فرموده، استدعا دارد هیئتی از متخصصین با تجربه و ذیصلاح از بخش‌های محیط زیست، منابع طبیعی، بهداشت و درمان، نیرو، جهاد کشاورزی، صنعت، میراث فرهنگی، وزارت کشور، از محل مورد بحث بازدید به عمل آورند و دور از هر هیاهو و بیطرفانه جاهای مستعد دیگر برای این پروژه را بازدید و بررسی نمایند – دشتهای وسیع و پهناوری در پایین دست یافت می‌شود که مناسب شهرک صنعتی‌اند و در آینده هم می‌توان آنها را توسعه داد نظیر دشت «میاق» - می‌توان یک کنفرانس برگزار نمود و از صاحبنظران دعوت نموده تا بر روی این امر بسیار حیاتی بحث و تبادل نظر نمایند؟ در محل ممکن است قلیل افرادی باشند که توجه به آنچه بر سر آینده‌ی مردم و این سرزمین خواهد آمد نداشته باشند. بعضاً انگشت شمار زمین خوارانی هستنتد که در فکر و خیال آمدن شهرک صنعتی و گران شدن زمین‌های تصاحبی و تصرفی خود در جوار آن می‌باشند که آن‌ها را با امحاء و تخریب منابع ملی به دست آورده‌اند. آنها به سود و زیان خویش می‌اندیشند نه به مردم و آیندگان!
جای تعجب و شگفتی است وقتی یک گونه جانوری و یا گیاهی شناخته می‌شود، رسانه‌ها آنرا به مردم مژده می¬دهند، همه خرسند می‌شوند، بر یابندگان آن‌ها آفرین می‌فرستند – اما وقتی زمینه انقراض و تهدید یک جامعه‌ی انسانی، گیاهی و محیط زیستی فراهم می‌شود، سکوت اختیار میکنیم و آنرا ندیده و نشنیده می‌گیریم و چشمانمان را بر روی آن فاجعه و بلایی که به دست خودمان در شرف وقوع خواهد بود، می‌بندیم – این بدترین ظلم به طبیعت و کج دهانی به مردم است که انسان تشخیص بدهد یک موضوع نادرست است اما آنرا نادیده بگیرد. رجای واثق دارد که اوامر آن مقام محترم در حل این معضل کار گشا بوده و اجازه نخواهند داد با چنین رویه‌ها و فعالیتهایی که در جهت خلاف اکوسیستم حیاتی و زیست محیطی است اتفاق بیفتد و شهرهای کوچک و آبادیهای آباد ما به بلایی گرفتار آیند که کلان شهرها بدان دچارند و هیچ چاره‌ای هم در رفع معضلات زیست محیطی آنها موجود نباشد. اما اگر خدای ناکرده تفکر و اندیشه‌ی بعضی آن است که آب و هوای خوب و فرح بخش اینگونه شهرها را به آب و هوای کشنده و مرگبار شهرهای آلوده‌ای چون تهران نزدیک سازند، آن امریست علی‌حده.
در پایان ضمن آرزوی توفیق همه‌ی مسئولین میهن اسلامیمان از قول خواجه‌ی شیراز عرض می‌کنم:
حافظ وظیفه‌ی تو دعا گفتن است و بس                       در بند آن مباش که نشنید یا شنید


با تقدیم احترامات فائقه
محمد حسین شیرازی


 



سرکار خانم دکتر واعظ جوادی
معاون محترم ریاست جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست


با سلام
        احتراماً، همان طور که مستحضر می باشید بیکاری یکی از معضلات مهم کشور می باشد که ریاست محترم جمهوری نیز بطور مکرر بر ضرورت رفع آن تاکید نموده اند. ظاهراً توسعه شهرک های صنعتی یکی از روش هایی است که در جهت اشتغال زایی و کاهش نرخ بیکاری مورد توجه دولت مردان قرار گرفته است.
بدیهی است که توسعه صحیح و سامان یافته صنعت، نقش موثری در اشتغال زایی و صنعتی شدن کشور دارا می باشد. در عین حال، چنانچه رشد صنعتی از برنامه ریزی سامان یافته علمی برخوردار نباشد، مسائل و مشکلات مهم زیست محیطی را بوجود آورده و کشور و مردم را دچار مشکلات عدیده ای خواهد نمود.
تایید می فرمایید که ایجاد یک شهرک صنعتی نیازمند توجیه فنی،  اقتصادی- اجتماعی و زیست محیطی بوده و لازم است نقش شهرک در بهبود وضعیت اشتغال روشن باشد. با توجه به تنوع شرایط آب و هوایی و منابع آب وخاک و روابط اقتصادی- اجتماعی مردم در شهرستان های مختلف لازم است که برای تاسیس هر شهرک صنعتی توجیهات لازم ارائه شود و طرحی بدون مطالعه کافی اجرا نگردد.
امروز مردم ارسنجان فارس که در فاصله حدود120کیلومتری شمال شرق شیراز قرار دارد در یک دو راهی سخت و مشکل قرارگرفته ‌اند. یک شهرک صنعتی در دامنه های شمال غربی این شهر ( مثلاً در مقایسه با تهران در منطقه شمیرانات ) در حال احداث می باشد. بسیاری از مردم و کارشناسان فن در مورد پیامدهای زیست محیطی و تاسیس چنین شهرکی و توانایی آن در کاهش نرخ بیکاری سوالاتی دارند که متاسفانه هیچ گزارش توجیهی که جوابگوی این سوالات باشد تاکنون ارائه نشده است.
منابع آب زیرزمینی ارسنجان به شدت در حال تحلیل است بطوریکه سازمان آب منطقه ای فارس منطقه را از نظر حفر چاه ممنوعه اعلام نموده است. مکان در نظر گرفته شده برای شهرک صنعتی در مجاورت بزرگترین قنات منطقه است که آب کشاورزی منطقه را تامین می نماید. موقعیت جغرافیایی شهرک طوری است که جهت شیب زمین ونیز باد غالب تمام آلودگی های آب و هوا را به سمت شهر و باغات اطراف انتقال می دهد. مشخص نیست که این شهرک برای چه نوع صنایعی در نظر گرفته شده و آب مورد نیاز آن از کجا و چگونه تامین می شود؟ فاضلاب شهرک که مشرف به شهر است چگونه دفع می شود؟ آلودگی هوا به چه میزان خواهد بود وتاثیر آن بر نامطلوب شدن کیفیت
محصول باغات چقدر است؟ تاثیرشهرک بر آب قنات که محل درآمد بسیاری از مردم می باشد به چه میزان است و چند نفر در این شهرک مشغول به کار خواهند شد؟
در پاسخ به این سوالات برخی از مسئولین اعلام می دارند که ایجاد مانع در ساخت شهرک مردم را از میلیاردها ریال سرمایه گذاری دولت جهت توسعه شهر و حل مشکل بیکاری بی‌نصیب می نماید. موضوع طوری مطرح می شود که گویا طرح این سوالات به مفهوم مخالفت با توسعه صنعتی و اشتغال زایی می باشد. یا باید احداث شهرک در چنین وضعیت مبهمی را پذیرفت و یا صدای اشتغال زایی را خاموش نمود.
 سرکار عالی واقفیدکه در طول چند دهه گذشته بسیاری از اقداماتی که به منظور رفع مشکل بیکاری بوده به علت عدم مطالعه اولیه کافی تبدیل به معضلات جدیدی گردیده است. واگذاری اراضی به افراد و گروه ها در بسیاری از موارد موجب نابودی منابع آب و خاک شده وافراد بیکار به بانک ها و دولت هم بدهکار شده اند. دریافت کننده های وام های سه میلیون تومانی اشتغال زایی نیز در موارد متعددی نتوانسته اند شغلی برای خود دست و پا کنند وبازپرداخت وام ها موجب تورم اقتصادی گردیده است. امروز در بسیاری از دشت های فارس به علت بهره برداری بیش از حد از آب، تامین آب مشروب شهرها با مشکلات اساسی روبه رو است.
به نظر می رسد که این موج صنعت گرایی نیز در صورتی که به طور کامل سنجیده نشود، پس از صرف هزینه های فراوان و نابودی بیشتر اراضی و منابع آب و خاک شهرها فروکش خواهد نمود. محصول نهایی این اقدامات نسنجیده چیزی جز خسران و نومیدی و گسترش بیکاری در بخش کشاورزی به علت خشکیده شدن قنوات وتحلیل رفتن منابع آب نخواهد بود. چرا آنان که میلیارد ها ریال از سرمایه را صرف ساخت و توسعه شهرک های صنعتی می نمایند یک مطالعه تحقیقاتی و علمی را جهت توجیه فنی آن به انجام نمی رسانند و یا در صورت انجام، نتیجه را در اختیار نمی گذارند؟
تعجیل در هزینه اعتبارات بدون در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی ممکن است چیزی جز فقر و ناهنجاری های اجتماعی را نصیب مردم نسازد. چرا نیروهای تخصصی بومی برای انجام چنین موارد حساس طرف مشورت قرار نمی گیرند؟ آیا تنها مجریان امر که عموماً چند سال بیشتر بر مسند تصمیم گیری نیستند از زیرو بم کارها مطلع می باشند؟
خواهشمند است مساعدت بفرمایند تا پیش از انجام یک مطالعه تحقیقاتی و امکان سنجی لازم، اجرای چنین پروژه ای که پیامدهای زیست محیطی فراوانی را به دنبال دارد متوقف گردد.


                        با احترام
دکترسیدمحمد جعفر ناظم السادات
             دانشیار بخش مهندسی آب و رئیس مرکز مطالعات اقلیمی 


 



فلسفه احداث شهرک‌های صنعتی
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی یکی از مواهبی که نصیب ملت علی الخصوص مردم شهرهای کوچک و بزرگ گردید، انتقال مراکز صنعتی مزاحم و آلاینده به مناطق دوردست مراکز شهری بود، به طوری که انتخاب این مناطق تحت هیچ شرایطی آلاینده‌های آنها برای ساکنین ایجاد مزاحمت ننماید، شهر  ارسنجان هم به تبعیت سایر مناطق ایران که خود دستخوش عوامل مخرب زیست محیطی است این مراکز، می‌بایستی به مناطق دور دست انتقال یابد چون مردم علاوه بر استقبال اجرای این طرح نیز حافظان حفظ منابع طبیعی بوده و هر بیننده‌ای که از طبیعت ارسنجان بازدید نماید این ادعا را مورد تایید قرار می‌دهد.
شروع و انتخاب محل شهرک صنعتی و تخریب پوشش طبیعی منطقه آن هم در اطراف مادر چاه قنات عایشه که قدمت این شریان حیاتی ملت ارسنجان از دهها قرن می‌گذرد، لذا همگان از یکدیگر این سوال را مطرح می‌نمایند برای چه مرتعی با این پوشش وسیله مسئولین امر تحت تخریب قرار گرفته است؟ و بی خبرند که محل احداث شهرک صنعتی است!
با عنایت بشرح فوق به دلایل زیر و ده‌ها دلایل دیگر انتخاب محل شهرک صنعتی ارسنجان مناسب نیست و می‌بایستی به محل دیگری انتقال یابد.
1. مهمترین آلاینده‌های زیست‌محیطی، آلودگی‌های هوایی، آبی، صوتی می‌باشد. جهت بادهای شهرستان ارسنجان در تمام فصول غربی شرقی است لذا قرار گرفتن ارسنجان در دره نسبتاً تنگ و قرار گرفتن این تاسیسات در غرب باعث انتقال دودهای حاصله از کارخانجات به داخل شهر بوده، آلودگی صوتی از طریق بادها به خوبی انتقال می‌یابد.
2. یکی دیگر از عوامل مخرّب اجرای این طرح در این محل آلوده نمودن آبهای سطح الارض و تحت الارض منطقه خواهد شد، چون احداث کارخانجات مختلف و به کار بردن مواد شیمیایی مسلماً تاثیرات عمیق و مخرب و غیر قابل جبرانی بر روی این منابع حیاتی و آبها خواهد گذاشت و از همه مهمتر منبع آب عایشه برای همیشه آلوده خواهد شد. در صورتی که تا چند سال دیگر چه بخواهیم و چه نخواهیم منبع اصلی و مطمئن تامین آب شرب مردم ارسنجان آب عایشه خواهد بود.
3. نیاز آبی این مراکز به نوعی می‌بایستی تامین شود که مسلماً بوسیله حفر چاه، عملی خواهد شد که خود تاثیرات سوئی بر روی منبع آب عایشه خواهد گذاشت.
4. تخریب پوشش گیاهی منطقه و مراتع مجاور و هزاران اثرات منفی دیگری را در بر خواهد داشت علیهذا تمنی دارد مسئولین امر در تصمیم خود تجدید نظر فرموده و این مرکز را به جای مناسب انتقال دهند.
با تقدیر و احترام فتح‌الله ابراهیمی
کارشناس رسمی دادگستری در رشته‌ی منابع طبیعی
  


 


تأملی بر موضوع ایجاد و ساخت شهرک‌های صنعتی و مقوله انسان ، محیط و توسعه
   این مفهوم که شهرک‌های صنعتی از کجا، چگونه و چرا در حوزه‌های اقماری شهرهای بخصوصی متداول و گسترش یافتند. به نظر می‌رسد ابتدا به علت آن بوده که به تدریج شهرها گسترش پیدا می‌کردند و به تبع این گسترش‌های شهری، کارگاه‌ها و مکان‌های صنعتی واقع در داخل محدوده‌های جدید موجبات بروز مشکلات و آلودگی‌ها را فراهم می‌آورند. از این نظر مقرر شد تا این گونه مکان‌ها به خارج از محیط زیست انسانی منتقل و جابجا شوند و ضمن نوسازی این کارگاه‌ها نیازهای تکنولوژی و فناوری‌های جدید و موردنیاز نیز با توجه به شرایط و مشخصات طبیعی و جغرافیایی و صنعتی هر یک از شهرها و مناطق موردنظر در اطراف و دوردست تر از محدوده‌ها و زیستگاه‌های شهری قرار گیرند. به این لحاظ بود که شاید اولین نمونه‌های چنین شهرک‌های صنعتی موردنظر به نام شهرک صنعتی البرز قزوین شکل گرفت که با ایجاد این شهرک، ساخت هرگونه کارخانه و کارگاه و واحدهای صنعتی در شهرهای قزوین و بخصوص تهران قدغن گردید و حتا عدد 120 کیلومتر را برای کلان شهرها تعیین کردند و طبق این مقررات بنا شد کلیه کارگاه‌ها و کارخانجات مزاحم و یا حتا فعال به این شهرک‌ها منتقل شوند و کارگاه‌های متروکه نیز با تغییر کاربری از فضاهای آن استفاده گردد.
    رفته رفته اسم و نام شهرک‌های صنعتی در حوزه کلان شهرهای ایران و به خصوص در شهرهایی که متأثر از پیشرفت و توسعه‌ی صنایع جدید شده بودند مانند تهران، تبریز، اصفهان، اهواز و .... متداول و رایج گردید و نهایتاً این برنامه با رویه‌ای بکار گرفته شد که کلیه امکانات حمایتی و مالی و وامی بخش عمومی در صورتی به کارگاه‌ها و یا صنایع و واحدهای صنعتی تعلق می‌گیرد که در شهرک‌های صنعتی یاد شده مستقر گردند که این امر موجبات رونق گرفتن بازرگانی و داد و ستد و حق امتیاز و نظیر آن را برای صاحبان صنایع و کارگاه‌های مستقر شده در این گونه شهرک‌های صنعتی را فراهم آورد و سرانجام رفته رفته این نوع شهرک صنعتی‌سازی به حدی پیش رفت که شهرهایی که اصولاً کارگاه و صنایع و واحدهای صنعتی چندانی هم نداشتند با استفاده از تسهیلات مالی بخش عمومی و یا بانکی نسبت به ساخت شهرهای صنعتی در مکان‌های غیرصنعتی و غیرکارگاهی هم اقدام کردند که بعضاً بعد از ساخت بصورت بی رونق و کم فعالیت در حاشیه‌ی شهرها رها و در غربت قرار گرفتند. ولی از محل واگذاری اسناد آن وام‌هایی دریافت گردید و شاید موجبات ترقی قیمت اراضی حاشیه‌ای این شهرک‌ها گردید و هم‌اکنون نیز در موارد زیادی تسهیلات و مدارک بازرگانی کاغذی و یا موافقت‌نامه‌های اصولی آنها دست به دست می‌گردد.
   هدف از این مقدمه آن بوده که اکنون در یک شهرستانی که تمامی تمدن و حیات گذشته‌ی آن مدیون آب قناتش بوده است - که این تکنیک برتر استحصال آب به عنوان سبک منحصربفرد ایران است و خود حاصل تجربه و میراث فرهنگی کهن و فناوری و زحمات صدها نسل انسان تلاش‌گر گذشته است - در معرض ساخت شهرک صنعتی! قرار گرفته تا به اصطلاح اشتغال‌زایی و رونق اقتصادی را در این شهرستان بارور کند؟! شهری که نام آن ارسنجان است و در استان فارس قرار دارد. اکنون تلاش‌های زیادی در جهت ساخت چنین شهرک صنعتی‌ای در جریان است که به نظر می‌رسد چنانچه این اندیشه که ظاهراً به طور سریع به فکر دست‌اندرکاران ساخت این شهرک خطور کرده است، در ارسنجان به اجرا درآید، نه تنها اراضی بلکه مردم ساکن این دیار کهن و پابرجا، دیگر نه شهر خود را خواهند داشت و نه شهرک صنعتی در دست ساخت در آن را، بلکه خود این شهرستان ارسنجان است که کارگاه خواهد شد نه شهرک صنعتی، چه کارگاهی؟ تعدادی ساختمان و مقادیری هم ابزار و لوازم جهت تولیدات ابتدایی که مشابه آن در نزدیکترین مکانها در حال حاضر در اطراف و اکناف به وفور وجود دارد. به نظر می‌رسد که ساخت چنین شهرکی نهایتاً موجبات از رونق افتادن کشاورزی و محیط طبیعی و دامی و زیست محیطی انسانی را فراهم خواهد آورد و به تدریج از این دیار کهن جز نامی و خاطراتی باقی نخواهد ماند و حتا آب جاری این شهرستان که سالها به طور طبیعی جریان داشته و دارد، به علت تغییرات ضروری و اجباری در شرایط ساخت شهرک صنعتی دچار تغییرات و افت و آلودگی خواهد شد و واضح است هر کجا و در هر مکان آب کم شود و یا آلوده گردد آبادی که نامش از آب است به بیابانی تبدیل شده و حیات و تمدن از آن مکان رخت خواهد بست.
    این یادداشت به منظور کمک به بازبینی و تجدید نظر در طرح در دست ساخت شهرک صنعتی ارسنجان تهیه گردیده، شاید موجب شود تا راه‌های دیگری برای توسعه و ایجاد رونق اقتصادی و سرمایه‌گذاری در این شهرستان را موجب گردد، به خصوص راه‌هایی که متاثر و بر پایه ساختار تولیدات طبیعی و پتانسیل‌های موجود فرهنگی و اجتماعی و جغرافیای طبیعی و کشاورزی منطقه متکی باشد.
   امید است با بررسی پیامدهای زیان بار ساخت شهرک‌های صنعتی در مناطقی که بی‌برنامه و صرفاً به عنوان راهی سهل‌الوصول و ساده‌اندیش برای توسعه یافتگی بدل شده‌اند و سرانجام جز موجبات بروز عدم تعادل‌های طبیعی و فرهنگی و اجتماعی بر ساکنین و مردم آنها دستاورد ملموس دیگری نداشته‌اند، در ایجاد شهرک صنعتی ارسنجان در این قلمرو و دیار کهن و با فرهنگ و با سوابق و پیشینه ارزشی، تجدیدنظر گردد و از آن صرف نظر شود که مسئولیت آن بر عهده همگان و به خصوص طراحان ساخت و ایجاد شهرک صنعتی است. انشاالله.
 
                                                                 با احترام
                                                           عباس عادلی رانکوهی
     مدرس دانشگاه، محقق و کارشناس بین‌المللی توسعه جوامع و عضو هیأت علمی وزارت جهاد کشاورزی


 


  • نویسنده: محمد درویش

  • نظرات دیگران ( )

  •   بازدیدهای این وبلاگ
  • امروز: 6 بازدید
    دیروز: 24 بازدید
    کل بازدیدها: 86215 بازدید
  •   درباره من
  • محیط زیست ایران
    محمد درویش[81]
    نگارنده وبلاگ از سال 1368 در بخش تحقیقات بیابان وابسته به موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع مشغول خدمت است.
  •   لوگوی وبلاگ من
  • محیط زیست ایران
  •   فهرست موضوعی یادداشت ها
  • محیط زیست[42] . سیاست پژوهش[15] . خبری[6] . اقتصادی - اجتماعی[4] .
  •   مطالب بایگانی شده
  • در رسای محیط زیست ایران [28]
    زمستان 1385 [5]
    پاییز 1385 [11]
    تابستان 1385 [3]
    بهار 1385 [7]
    زمستان 1384 [9]
    تابستان 1384 [7]
    بهار 1384 [10]
  •   اشتراک در خبرنامه
  •  

  •  لینک دوستان من

  • آسمان آبی ایران
    ABI- Mohammad Darvish
    بیابان آبی
    فصلنامه علمی پژوهشی مرتع و بیابان ایران
    موسسه پژوهشهای برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی
    موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
    ماهنامه علمی دهاتی
    برای تو
    جهان بین
  •  لوگوی دوستان من